ما نسبت به درستی وضع موجود شک نمیکنیم چون اساسا فکر میکنیم امر مورد پسند همگان همان امر درست است.
میل به شک کردن به وسیله این احساس درونی تضعیف می شود که رسوم اجتماعی حتما پایه و اساس درستی دارند: حتی اگر دقیقا ندانیم این پایه و اساس چیست ، چرا؟ چون مدت طولانیی مردم به ان پایبند بودند و چندان درست به نظر نمیرسد که جامعه تا این حد دچار اشتباه شده و فقط ما میفهمیم و به این تربیت شک های خود را درسته قورت میدهیم و فراموش میکنیم
به زندگی نسل فعلی نگاه کنید ، مسافرت میرود که در فضای مجازی پست بگذارد. تولد میگیرد نه از ان جهت که بودن را جشن بگیرد بلکه صرفا نمایشی داشته باشد برای جلب کردن توجه ها و اساسا زندگی میکند انگار برای صفحه مجازی اش حتی کتاب میخواند برای گرفتن ژست . همه زندگی پر از رنگ و لعاب را تجربه میکنند و حتی اگر گاهی حال دلشان خوب نباشد بازهم با یک نوع دیگر از ادا ها نشان میدهند و هیچکس خودش نیست
بگذریم ،
انسان امروزی دنبال معنای زندگی نیست بلکه دنبال بدل هاست . جهان و زندگی قطعا به منظور حفظ زندگی سرشار از خوشبختی ارایش نیافته اند پس معنای ان هم نباید فقط در بین زرق و برق هایش باشد . ما اصل را گم کرده ایم و اگر دیر بجنبیم غرق خواهیم شد در موج بطالت
ایده" برگرفته از کتاب تسلی بخشی های فلسفه"
برچسب:
نویسنده: شیدا رضایی